کتاب های صوتی

نمایش دادن همه 5 نتیجه

  • داستان صوتی عروسک

    تومان1,000 تعداد فروش : 0
    تومان1,000

    پشت دیوار خیال

    نویسنده و راوی : فاطمه وطن دوست

    داستان اول : عروسک

  • داستان کوتاه خاطرات پاییز

    تومان2,000 تعداد فروش : 0
    تومان2,000

    داستان سوم : خاطرات پاییزی

    نویسنده و راوی : فاطمه وطن دوست

    تهیه شده در سایت کتابساز

     

  • داستان کوتاه دفترچه پس انداز

    تومان5,000 تعداد فروش : 0
    تومان5,000

    داستان کوتاه دفترچه پس انداز

    نویسنده : آلبا دسس پدس
    راوی : سمیرا

  • دانلود کتاب صوتی دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

    تومان6,900 تعداد فروش : 0
    تومان6,900

    کتاب «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» نوشته آنا گاوالدا، رمان‌نویس فرانسوی است.

    او یکی از نویسندگانی است که طی چند سال اخیر توانسته به یکی از پرمخاطب‌ترین نویسندگان در ایران و جهان تبدیل شود.

  • رمان صوتی تو این خونه چی میگذره

    تومان9,000 تعداد فروش : 0
    تومان9,000

    نویسنده :زهرا دلیری

    مدت زمان : 135 دقیقه

    حجم فایل : 187 مگابایت

    کمی از داستان :

    ازدواج یکی از مهم ترین اتفاق های زندگی هر آدمی است و تصمیم گیری برای چرایی آن بسیار مهم است اما دلیل ازدواج سمانه و کامران هم داستان جالبی دارد که پیشنهاد می کنم بشنوید. #داستان #تو_این_خونه_چی_میگذره؟ از به هم خوردن نامزدی سمانه و کامران شروع می شود که به علت درگیری سیمین (مادر کامران) و ماهگل (دایه سمانه که از شنوایی اندکی برخوردار است) این اتفاق رقم می خورد…

    سیمین با قهر خانه‌ی حاج منصور (پدر سمانه) را ترک می‌کند و حاج منصور، به خاطر اوضاعی که پیش آمده، ناراحت می شود و از سمانه می خواهد که ماهگل را به دکتر ببرد تا مداوا شود. ازطرفی حاج منصور، به دیدن خانواده ی کامران می رود تا به خاطر مشکلاتی که در مهمانی پیش آمده بود، از آنها عذرخواهی کند.
    این مسئله سیمین را به این فکر می اندازد که خواهرش «مهتاج» را بیشتر با حاج منصور آشنا کند و مقدمات ازدواج آنها را فراهم کند؛ اما حاج منصور که در فکر ازدواج نیست، خانه ی آنها را ترک می کند.
    سمانه، ماهگل را به مطب دکتر مهیار مهربان می برد. دکتر مهربان، پیشنهاد استفاده از سمعک را به او می دهد. وقتی ماهگل سمعک را به گوشش می زند، قدرت شنوایی اش بالا می رود. همین امر موجب حیرت همگی می شود و وقتی سمانه، ماهگل را به شرکت کامران می برد، ماهگل صحبت‌های تلفنی کامران با مادرش را می شنود و پی می برد که کامران به خاطر ثروت پدر سمانه، برای ازدواج با او پا پیش گذاشته است تا شرکت تجاری اش را از ورشکستگی نجات دهد. به همین دلیل، ماهگل با کامران و منشی اش درگیر می شود…